آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
586
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
اطلاع ما راجع به شخص اين پادشاه بسيار سودمند است . گويد : بخت و اقبال او را متكبر و مغرور كرد ، خودخواهى و استبداد و آزمندى او بنهايت رسيد ، و چشم طمع بمال و ثروت مردم دوخت . يكى از مردان بيگانه را ، كه پسر سمى ؟ بود ، و نام ايرانى گرفته ، فرخزاد يا فرخانزاد خوانده ميشد ، بگر آوردن خراج پس افتاده برگماشت ، و او ظلم بىپايان مىكرد ، و اموال رعيت را مىگرفت . اين قبيل كارهاى خسرو ، كه موجب صعوبت زندگى مردم شد ، خلق را بر او بددل كرد « 1 » . و نيز طبرى گويد : « خسرو مردمان را حقير ميشمرد ، و چيزهايى را خوار ميداشت ، كه هيچ شهريار عاقلى خوار نميدارد . در جرم و عصيان ببارى تعالى بجايى رسيد ، كه برئيس نگاهبانان خاصه خود زاذان فرخ فرمان داد ، تا همه زندانيان را ، كه عددشان به 36000 تن مىرسيد « 2 » ، هلاك كند . زاذان فرخ در اجراى امر تعلل كرد ، و امرار وقت نمود ، و در حضور خسرو عذرها آورد ) . از اين گذشته ، خسرو مىخواست افواجى را ، كه از هرقل شكست يافته بود ، بقتل آورد « 3 » . اگر هرمزد چهارم ببزرگان سختگيرى ميكرد ، و رعيت را مينواخت ، خسرو پرويز بالعكس ، براى آكندن گنج ، هم رعايا و پيشهوران را ميآزرد ، هم بزرگان را رنجيده خاطر ميكرد . از فرط بدگمانى و كينهورى ، اين شهريار همواره مترصد فرصت بود ، تا خدمتگزاران مظنون و خطير را از دم تيغ بگذراند . نخست چنان كه گفتيم از وندوى و وستهم بدگمان شد ، و شخص اخير زحمت بسيار براى او فراهم كرد . پس نوبت به مردان شاه ، پاذگوسپان نيمروز رسيد ، كه از خدام باوفاى
--> ( 1 ) - طبرى ، ص 1041 ، نلدكه ، ص 352 . ( 2 ) - حاجت بذكر نيست ، كه اين عدد نيز مانند عده بزرگانى ، كه بدست هرمزد چهارم كشته شدهاند ( ر ك ص اين كتاب ) ، مبالغهآميز است . زاذان فرخ را ميتوان احتمال داد ، كه همان فرخزاد باشد . ( 3 ) - طبرى ، ص 1043 ، نلدكه ، ص 356 .